سلما سلامتی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سلما سلامتی
      سلما سلامتی ()
سلوک نویسنده: سلما سلامتی - ۱۳۸٧/۱٠/٢٤

 

محمود دولت آبادی

 

...انسان در ذهنش زندگی می کند،انسان در ذهنش می میرد ...

 

... و هیچ دیگری ویران گرتر از خود آدمی نسبت به خودش نیست.

 

... می تواند نیز کسی در آینده ی من بزیدو مرا در اکنونم به جا     بیاورد.

 

... وچندان که پیچ عشق بر تن شجره زیادت می شود،به یک بارگی علاقه منقطع گردد . پس آن شجره روان مطلق گردد و شایسته آن شود که در باغ الهی جای گیرد.

 

... کویر شعله وری هستم اکنون که در خود می گدازد و یازده هزار شعله زبانه می کشد از یازده هزار حفره ی وجود و از خود به جا می نهد گلداغ،گلداغ، گلداغ در زیر آسمانی که از آن زمهریر می بارد؛زمهریر،زمهریر.و این همه بر کویری فرو می بارند که دیگر آفتابیش نمانده از آن غروب و سرخ نای فراخ شفق .نه دیگر آفتاب،نه دیگر آن آفتاب که دیده بودی و دروغ نبود. پس چگونه ایستادند این ابرهای یخ در حدفاصل وی و آفتاب،ناگاه و ناگهان.

 

... من که می توانم از فاصله به خود نگاه کنم ...

 

... و این وهم نیست که در چنان حالتی آدمی لحظه لحظه ی عمرش را در اجزاء کاری که انجام می دهد، به امانت بگذارد ...

 

... آه ، هزار سخن می گویی تا سخن عشق نگفته باشی ...

 

... گفته بود "هیچ کس، هیچ کس محرم نیست !" نیز گفته بود "راز؛ این یک راز است میان من  و تو خدا ! "اما او زن بود؛ و زن چگونه می تواند اوج و فرودهای روح خود را پوشیده بدارد که از چشمان خواهری که خود هیچ چشم اندازی ندارد و امیدهایش بیش از آن باسمه ای اند که بتوان دست کم یک شب را با تخیل شان به سر رسانید . دیگر آن که آدمی سنگ است مگر؟ نه ؛ به خصوص او که سنگ نبود وتکه بلوری بود در سر انگشتان من، و بی گمان کم نبوده بوده اند شب های اشک ریزان آن بلور که جایش کنار فزه بود؛ و این خودداری انتظاری گزاف بود از مادینه ای که تردی دوشیزگی را با هوش و زیرکی زنی جاافتاده یک جا در خود داشت.

 

 

  نظرات ()
کلمات کلیدی وبلاگ سلما سلامتی (٢۳) تئاتر (۱۱) آلبوم عکس (٤) سینما (٤) خبر (٢) ادبیات (۱) نامه های رسمی (۱) نامه های خودمونی (۱)
دوستان من تا شقایق هست می مانم گودو شبنم و ترانه اخبار فناوری اطلاعات طراح قالب