سلما سلامتی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سلما سلامتی
      سلما سلامتی ()
محاکمه در خیابان نویسنده: سلما سلامتی - ۱۳۸۸/۱٠/٥

دی ماه رو با محاکمه در خیابان شروع کردم .شروع خوبی بود.توی یک نیمروز  که صبح بی تمرکزی رو گذرونده بود ، با جدیت تمام بلیط  آخرین کار آقای کیمیایی رو خریدم وبا نهایت آداب دانی نسبت به سینما رفتم  توی سالن تا برای خودم یه بعد ازظهر عالی بسازم.تازه تو یه روز معمولی نه یه روز نیم بها ! جالب تر این جاست که این توقع رو از فیلم در شرایطی داشتم که چندین فیلم آخر آقای کیمیایی من رو فقط به یه جمله رسونده بود :چرا جناب کیمیایی با یه فیلم نامه نویس جوان خوش ذوق همکاری نمی کنن؟!!!!!!

نکته ی جالب تر از این  این جاست که هر بار با وجود این پرسش باز هم با یه امیدواری غریب می رم تا فیلم جدید ایشون رو ببینم.ناگفته نمونه که حتی یک کلمه هم راجع به فیلمشون نخونده بودم . جز چند تا تبلیغ تلویزیونی هم چیزی ندیده بودم. اغلب عادت ندارم این کار رو بکنم .شاید به این خاطره که دلم می خواد فیلم رو بدون هیچ پیش داوری ببینم. بله در مورد امیدواری غریب می گفتم.به نظرم این سابقه ی درخشان مسعود کیمیایی نیست که من رو به سالن سینما می کشونه  ؛ اون چیزی که هر بار به رغم تمام ضعف ها منو  به دیدن فیلم های این فیلمساز معتبر می بره ،سینمایی بودن اثرشه.بهتر بگم سینما رو با تمام وجود در فیلمش حس می کنم. در واقع این سینماست که به مدد فیلم کیمیایی نفس می کشه  نه این که فیلم کیمیایی به دلیل پخش شدن در سالن سینما یک اثر سینمایی باشه. اتفاقی که برای بیشتر فیلم هایی که این روزها یا شاید این سال ها در سالن های سینمای ما یا بهتر بگم پایتخت(در شهرستان ها سینما کلمه ای ذهنی و ناملموس است که مردم آوازه ی آن را از دور شنیده اند حتی اگر  درتالاری هر چند کهنه به نام سالن سینما  گه گاه دور هم جمع شوند.)نشون داده می شه،می افته.این سینمایی که من از حضورش در فیلم های کیمیایی حرف می زنم شامل بسیاری از جزئیات می شه که شاید نتونم کامل بیانشون کنم. اما پیشگام بودن هنر عکاسی نسبت به سینما و در نتیجه فیلمساز رو در ابتدا به عنوان یک عکاس قابل معرفی کردن،زیبایی شناسی ویژه ی یک هنرمند که شرط مهم صاحب سبک بودنشه و... از مصادیق حضور سینما در کارهای کیمیاییه؛سینما به عنوان یک هنر.

من به دیدار دوباره ی سینما هر بار پای فیلم های کیمیایی می نشینم. اما همون طور که گفتم با وجود ضعف های فاحش فیلم های ایشون در سال های اخیر.همیشه از نظر من در مقام یک مخاطب مایل به آموزش ،ضعف فیلم های مسعود کیمیایی در فیلم نامه ی آثار ایشون بوده. و باور نمی کنید چقدر بعد از ظهرم عالی شد که دیدم فیلم نامه از تمام کارهای سال های اخیر بهتره  و بهتر از اون این که دیدم آقای فرهادی به جناب کیمیایی کمک کردن . و این کمک گرفتن نه تنها برای من نشان ضعف کیمیایی نبود بلکه اون قدر من رو به ایشون امیدوار کرد که ایمان  و امید غریبم تبدیل به یک شادی روشن شد.

ضعف کارهای ایشون در این سلا ها از نابلدی نبود بلکه از ،سر در لاک خود کردن و احساس گرایی و اصرار بر حفظ داشته ها و بی رحم نبودن نسبت به اثر خودشون بود.ترس از دور ریختن، ترس  از دست دادن،میل به حفظ خاطره ها و بهتر بگم ترس طبیعی رشد بود که البته دلیل  این ترس ها قابل بررسیه و عوامل بی شماری درش دخیل هستند که حتی می تونه عنوان یک کتاب باشه.اما با این رخداد خجسته آثار آقای کیمیایی رو به آسمان داره.من درست می دونم که در مقابل تغییر و آغاز رشد دوباره ی ایشون و شکستن آرام آرام این حفاظ سنگی صبور باشم و بخوام که آقای کیمیایی این مسیر سخت اما رفتنی رو تا ساختن یه اثر به تمامی تازه طی کنن. تا ایشون هم دین این سال هاشون رو به سینما که در این مدت اخیر مخاطب رو پای فیلم هاشون نگه داشته ادا کرده باشن.

من صبر می کنم چون می دونم مسعود کیمیایی که این بار اجازه داده ساختمان و در نتیجه ساختار کارش شکل و شمایل محکم تر و درست تری بگیره و ذهن مخاطب رو سالم به مقصد برسونه، باز هم اجازه می ده تا دیالوگ های درست تری نوشته بشه  با رنگ و بوی شعر کیمیایی. دیالوگ هایی که معلومه از قلم کیمیایی جاری شده اما متعلق به شخصیت هاست ، از دهن اون ها بیرون می یاد نه از ذهن کیمیایی؛دیالوگ هایی که زیادی نداره و شعر در ذاتش جریان داره نه در چینش پشت هم و زائد واژگان.

من هرگز دوست ندارم شعر مردانه سخت کیمیایی از دست بره چون این تنها دارایی ماست بعد از زنده یاد علی حاتمی  و در کنار بیضایی اما به نوعی دیگر .آن چه آرزوی من است بعد از محاکمه در خیابان ؛حالا،پختگی دیالوگ های کیمیایی ،دور ریختن جملات  نا کارآمد  و بی جهت سخت و رسوخ شعر تا عمیق ترین لایه ی زبان.

استاد عزیز روی صندلی سینما به رسم شاگردی دست به سینه می نشینم تا اوج دوباره تان را نظاره کنم.

  نظرات ()
کلمات کلیدی وبلاگ سلما سلامتی (٢۳) تئاتر (۱۱) آلبوم عکس (٤) سینما (٤) خبر (٢) ادبیات (۱) نامه های رسمی (۱) نامه های خودمونی (۱)
دوستان من تا شقایق هست می مانم گودو شبنم و ترانه اخبار فناوری اطلاعات طراح قالب